ترانه کبوترا - استاد محمدباقر محب زاده
« كبـوتـرا » « شور»
وختي كه كبوترا ميرن به لونه
ميرم و يه گوشه اي تنها ميشينم
مي دونم مياي دوباره
مي دونم يه روز مياد ميشي پشيمون
ولي اون روز جاي خاليمو مي بيني
اين خطّ و اينهم نشونه
هنوز هم دو چشمامو به در مي دوزم
آخه سوز و ساز خودش عالمي داره
عاشق اين سوز و سازم
نكنه به حرف ديگرون بدي گوش
اوني كه نشسته و نقشه كشيده
نميگم باهاش دو رنگ باش
مي شينن كنار هم تو آشيونه
جاي خاليتو كنار خود مي بينم
ولي ديگه فايده نداره
سراغم به سر مياي با چشم گريون
يه روزي به روز من تو هم مي شيني
عزيزم يادت بمونه
تو غم هجرون تو بزار بسوزم
كسي كه مي سازه باش همدمي داره
باش مي سوزم و مي سازم2
نكنه كه عاشقت بشه فراموش
واسه تو خواباي آشفته اي ديده
وليكن تو گوش به زنگ باش2
+ نوشته شده در جمعه هفدهم دی ۱۳۹۵ ساعت 19:53 توسط عبدالله لیلوی شوشتری
|
وبلاگ استاد محمد باقر محب زاده، استاد وشاعرکانون مداحان شوشتر.