ترانه به یاد آشنایی - استاد محمد باقرمحب زاده

« به ياد آشنائي »  « شور »


وقتي كه يادم مياد روزاي ديرين

ميشينم به ياد روز آشنائي

دلي كه ديدي وفاشه

دستي كه يه روز به دور گردنت بود

حالا ميزنم به سر من از جدائي

دلي كه ديدي وفاشه

تو كه رفتي و من و تنها گذاشتي

الهي آتشي اينجا بر فروزه

دلي كه ديدي وفاشه

يه روزي تو دلِ تو خيالِ من بود

حالا هر چي كه داري مال رقيبه

دلي كه ديدي وفاشه

 

 

 

 

 

 

لحظه هاي با صفاي خوب و شيرين

مي كنم گله ز دست بي وفائي

بيا بشكنش سزاشه2

آشنا با زلف و با لب و تنت بود

مي كنم نفرين به روز آشنائي

بيا بشكنش سزاشه2

پس چرا خاطره هاتو جا گذاشتي

يادگاريهاي تو را يه جا بسوزه

بيا بشكنش سزاشه2

بيوفا كه هر چي داشتي مال من بود

عاشق تو ديگه از تو بي نصيبه

بيا بشكنش سزاشه2

ترانه استخاره - استاد محمد باقر محب زاده

 

« استخاره »  « دشتي »

 

داري از اون دور دورا به من اشاره مي كني

واسه ي برگشتنت هنوزا هم دو دلي

حالا پاشو بيا جونم فرصتي دوباره نيست

الهي خير ببيني بيا كه داره دير ميشه

آخه هر رفتني برگشتني پشت سر داره

كي مياي به سوي من سفر دوباره مي كني

داري از اون دور دورا به من اشاره مي كني

واسه ي برگشتنت هنوزا هم دو دلي

دل به دريا تو بزن چه استخاره مي كني

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هنوز هم خونه ي دل داري اداره مي كني

دل به دريا تو بزن چه استخاره مي كني2
توي كار خير بدون حاجت استخاره نيست2
اوني كه چشاش براته ديگه داره پير ميشه
ديگه اين چشم انتظار داره ز جونش سير ميشه
درد بي درمونمو مياي تو چاره مي كني
هنوز هم خونه ي دل داري اداره مي كني
دل به دريا تو بزن چه استخاره مي كني
دل به دريا تو بزن چه استخاره مي كني